تبلیغات
GEOLOGY - گسل‎هاى ایران مرکزى
 
از آتشی که برای کافران آماده شده است بترسید

گسل‎هاى ایران مرکزى

نوشته شده توسط :علی امینی
یکشنبه 27 بهمن 1387-08:50 بعد از ظهر

 

» گسل دورونه (گسل کویر بزرگ)

» گسل میامى  (شاهرود)

» گسل پشتبادام

» گسل قم زفره

» گسل دهشیر (نایین بافت)

» گسل نایبند

 

 

 

گسل دورونه (گسل کویر بزرگ) :

گسل دورونه (ولمن، 1966) یا گسل کویر بزرگ (اشتوکلین، 1973)، حدود 700 کیلومتر طول دارد که از نایین، در یک راستاى شمال خاورى جنوب باخترى تا ناحیه دورونه در جنوب باخترى کاشمر ادامه دارد و از دورونه، با یک روند خاورى باخترى، با خمیدگى به سمت جنوب، تا مرز افغانستان ادامه مییابد (شکل 9-5). به نظر میرسد گسل دورونه ادامه گسل خاورى باخترى هرات افغانستان است. از آنجا که جابهجایى دو گسل درونه و هرات در حدود 100 کیلومتر است، به نظر میرسد حرکت چپگرد گسل هریرود باعث جدایى و جابهجایى این دو گسل شده است.

در امتداد این گسل، بلوکها به دو صورت چپگرد و راستگرد حرکت کردهاند ولى بدون شک یکى از آخرین حرکتهاى آن از نوع راستگرد است. برخى از زمینشناسان، گسل نایین  بافت را دنباله گسل درونه دانسته و بر این باورند که این گسل، در حقیقت یک گسل کاتانگایى با روند شمالى   جنوبى  است که بعدها در اثر حرکت کوهزایى کالدونى تغییر جهت داده است که این نظر نیاز به بازنگرى دارد.

.

تأثیر قابل ملاحظه این گسل بر روى بادزنهاى آبرفتى کوهپایهاى و نیز بر روى رسوبات جوان کویرى گویاى حرکات جوان کواترنرى آن است. ولمن از روى جابهجاییهاى موجود در رسوبات آبرفتى، حرکت چپگردى به میزان 200 متر را پیشنهاد میکند. در حالى که، چالنکو (1973) با مطالعه حدود 60 کیلومتر از طول این گسل بین تربتحیدریه و کاشمر، به حرکات قائم این گسل اشاره دارد. به باور چالنکو، دو زمینلرزه 1904 کاشمر و 1923 تربتحیدریه مربوط به حرکتهاى این گسل است.

. گسل كمانی درونه در بخش شرقی روند شمال غرب -  جنوب شرق با سازوكار برشی فشاری راستگرد و بخش غربی آن شمال غرب -  جنوب شرق با سازوكار برشی فشاری چپگرد عمل می كند . شناخت آن بر روی نقشه، عكس هوایی و در سطح زمین بسیار راحت است . واحدهای سنگی در دو طرف این گسل كاملاً مختلف هستند . در شمال این گسل افیولیت ملانژهای و آذر آواری های ناحیه سبزوار و تربت حیدریه و در جنوب سنگهای نئوژن و رسوبات پالئوزوئیك -  مزوزوئیك دیده می شود . در یك منطقه مثلث شكل در شمال گسل ( بعبارت دیگر شاخة فرعی گسل درونه بنام گسل ریواش ) موجب راندگی یك بخش مثلثی شكل بر روی ناحیة سبزوار شده كه اصطلاحاً  مثلث تكنار  نامیده می شود . بریدگی رسوبات كواترنر در ناحیة درونه ، بردستكن و ناحیة جغتای تغییر مسیر آبراهه‌ها ، رانده شدن واحدهای افیولیت ملانژ و آذر آواری بر روی دشت كاشمر و فعالیت چشمه‌های گسلی و كانه‌زایی در پهنة برشی، همه حكایت از فعال بودن این گسل در عهد حاضر است . بر اساس مطالعات ژئوفیزیك پی سنگ ایران توسط این گسل قطع شده و از پركامبرین تا عهد حاضر فعال بوده است .

 

 

گسل میامى  (شاهرود) :

گسل میامى یکى از گسلهاى طولى و عمده ایران مرکزى است که از خاور شاهرود تا مرز افغانستان ادامه دارد. گسلی كمانی شكل است كه عمدتاً مرز بین ایالات ساختاری بینالود و كویر سبزوار را تشكیل داده است . محدوده گسترش گسل از غرب شاهرود تا نواحی تایباد است . گسل دارای دو بخش شرقی و غربی می باشد. كه بخش غربی آن شمال شرق -  جنوب غرب است . بخش شرقی آن  شمال غرب -  جنوب شرق است . بخش غربی حركت چپگرد و بخش شرقی آن حركت راستالغز راستگرد دارد . به این گسل ، گسل شاهرود نیز می‌گویند . در بخش شرقی گسله‌های فرعی از این گسل بوجود آمده كه یكی از آنها گسلة سنگ بست شاندیز است كه مرز بینالود و كپه داغ را در جنوب مشهد تشكیل داده است . این گسل یكی از قدیمی ترین گسلهای پوستة ایران است كه فعالیت آن از پركامبرین تا عهد حاضر قابل شناسایی است .نبوى (1355) این گسل را ادامه خاورى گسل عطارى و یا گسل سمنان میداند که ممکن است بخش خاورى آن تا گسل هرات در افغانستان ادامه داشته باشد.

در نواحى میامى عباسآباد (خاور شاهرود) این گسل، مرز شمالى مجموعههاى افیولیتى موجود در منطقه را مشخص میکند. بنابراین، این گسل میتواند مرز شمالى کافت سبزوار شاهرود باشد . بر پایه گزارش اشتامفلى (1978)، گسل میامى تا آخرین مراحل چینخوردگى آلپى در پلیوسن حرکت راستگرد داشته است.

 

 

گسل پشتبادام :

از گسلهاى قدیمى (پرکامبرین) و ژرف و خمیده ایران مرکزى است که در ایجاد فرابوم و فروبومها و تفکیک رخسارههاى ناحیه پشتبادام نقش داشته است.

دارای روند شمال شرق -  جنوب غرب است . در واقع از شمال غرب مثلث مركزی نیز محسوب می شود . انتهای شمالی آن به گسلة درونه می‌پیوندد . گسل پشت بادام در طول خود دارای سازوكارهای متفاوتی است بطوریكه هم معكوس و هم راستالغز عمل می‌كند . حركت راستالغز آن گاهی راستگرد و در بعضی بخشها چپگرد بوده كه حركت پیچیده‌ای از این گسل را بوجود آورده است . در باره حرکت افقى آن  نمیتوان دلیلى ارائه کرد، ولى راستگرد بودن آن محتمل است.در طول گسل تغییر شكلهای متعددی به چشم می‌خورد كه حاكی از پیچیدگی عملكرد این گسل در این منطقه است . در طول گسل پشت بادام زون برشی خردشدة نسبتاً عریضی بوجود آمده كه كانی سازی‌های متعدد سرب و روی همچنین آهن را باعث شده است (  مشابه سرب و روی ناحیة راونج ) .

 

گسل قم زفره :

این گسل روند شمال باخترى جنوب خاورى دارد. یك گسل مركب با دو روند متفاوت است . بخش شمالی تـقریباً به موازات زاگرس ( N130 )  و بخش جنوبی ( از قم تا  زفره ) تـقریباً دارای روند N165  است . این گسل در واقع نوار نطنز -  بزمان را قطع كرده . دارای سازوكار راستگرد بوده و موجب جابجایی پلكانی یا  En- Echelon   در نوار نطنز -  بزمان شده است . در منطقة قم پیچش گسل به سمت غرب موجب برپایی ارتفاعات قم بر روی حوضة فروافتادة قم شده است . سازو كار گسلة قم بیشتر راستالغز راستگرد ولی با مؤلفة معكوس است نقشههاى زمینشناسى موجود، گسل زفره را  ادامه گسل تبریز نشان میدهند که از 2 کیلومترى باختر شهرستان نطنز گذشته و تا جنوب زفره ادامه مییابد ولى تصور میشودکه تا باتلاق گاوخونى ادامه داشته باشد. این گسل راستگرد قائم تا نزدیک به قائم است که به طرف خاور خوابیدگى دارد و در ناحیه نطنز، سنگهاى کرتاسه را به میزان دو کیلومتر جابهجا کرده است (نبوى، 1355). به باور گروهى از زمینشناسان، این گسل و گسلهاى موازى آن (گسل کاشان، گسل غرب اردستان، گسل ساوه) در پیدایش سنگهاى آتشفشانى نوار ارومیه بزمان نقش مؤثرى داشتهاند.

 

 

گسل دهشیر (نایین بافت) :

این گسل 350 کیلومترى (به احتمال 500 کیلومترى)، روند شمال شمال باخترى جنوب جنوب خاورى و شیب نزدیک به قائم دارد که از جنوب باخترى شهرستان نایین شروع و تا نزدیک سیرجان ادامه مییابد. از دهشیر تا شهربابک، قسمتى از آمیزههاى افیولیتى  ایران مرکزى  در بخش باخترى آن و در طول بیش از 200 کیلومتر رخنمون دارد که ممکن است نشانگر مرز جنوب باخترى ریزقاره ایران مرکزى باشد.

از دهشیر به طرف شمال، این گسل تغییر جهت داده و تا نایین ادامه مییابد  (نبوى، 1355). تغییر جهت گسل دهشیر، مدیون گسل دیگرى به نام ندوشن مروست است که در کفه ابرقو - سیرجان، سبب جابهجایى گسل دهشیر شده است. ادامه جنوبى این گسل روشن نیست ولى ممکن است تا فروافتادگى جازموریان و حتى مرز پاکستان ادامه داشته باشد.

بریده شدن رسوبات کواترنرى به وسیله این گسل، گویاى حرکات کواترنرى آن است. اگر چه شیب گسل نزدیک به قائم دانسته شده ولى این گسل با یک حرکت راستگرد، سبب جابهجایى رسوبات کرتاسه بالا به میزان 50 کیلومتر شده است (عمیدى، 1975). هیچ کانون زمینلرزهاى بر روى این گسل گزارش نشده، ولى رخداد زمینلرزه بسیار محتمل است (بربریان، b 1976).

اسامی متعدد آن ده شیر یا نائین -  بافت  است . روند آن شمال غرب -  جنوب شرق و تقریباً به موازات گسل اصلی زاگرس است . در طول این گسل قطعاتی از افیولیت ملانژ ناحیة ده شیر -  نائین یافت می‌شود كه نشان‌دهندة فعالیت‌های متعدد گسل با سازوكارهای متفاوت در طی دوران فعالیت گسله است . طوریكه در اوایل دوران دوم عملكرد گسله بصورت نرمال یا كششی بوده درحالیكه در اواخر دوران دوم فعالیت آن بصورت فشاری و در طول سنوزوئیك فشاری برشی معكوس و راستالغز راستگرد بوده است . شاخه های متعدد این گسل در طی كواترنر  فعالیت‌های چشمگیری از خود نشان داده‌ است . به عنوان مثال  سیرچ – گلباف كه زمین لرزة سال 1362 ناحیة گلباف را باعث شده است . به عقیدة حقی پور این گسل موجب كانه‌زایی آهن در ایران مركزی شده است . بطوریكه معادن آهن بسیاری همچون بافت ، گل گوهر ، چغارت ، چادرملو حاصل فعالیت قدیمی این گسل است .

 

گسل نایبند ( گسل نایبندان )  :

 گسل نایبند یکى از گسلهاى بنیادى و کهن ایران است که بلوک لوت (در خاور) را از بلوک طبس (در باختر) جدا میکند ، این گسل با طولى نزدیک به 600 کیلومتر، در یک راستاى شمالى جنوبى، از منطقه بشرویه در خاور کوههاى شترى آغاز و تا منطقه‌ بم در جنوب شرق کرمان امتداد مییابد. برخى زمینشناسان بر این باورندکه دو گسل نایبند و میناب، گسل واحدى بودهاند که در نتیجه تأثیر گسل زاگرس، نسبت به یکدیگر جابهجا شدهاند، ولى شاهد معتبرى براى این دیدگاه وجود ندارد.

به دلیل روند شمالى جنوبى، این گسل از جمله گسلهاى کاتانگایى به شمار میآید. شواهد ریختزمینساختى موجود نشان میدهد که شمالیترین بخش این گسل، سبب پایین افتادگى کویر بجستان و کویر بشرویه شده و بخش میانى، آن در شکلگیرى کوههاى  شترى و فراخاست بعدى آن نقش اساسى داشته است (نبوى، 1355).

یکى از ویژگیهاى گسل نایبند، هدایت گدازههاى ماگمایى به سطح زمین است. در خاور طبس،  این گدازهها از نوع نیمه عمیق داسیتى هستند که به زمان پالئوژن نسبت داده شدهاند ولى در جنوب کفه طبس و ناحیه راور، آتشفشانها به سن کواترنرى، از نوع روانههاى بازالتى هستند

نحوه جابهجایى این گسل چندان روشن نیست. جدا از پایین افتادگیهاى قائم، در ناحیه طبس و کوههاى راور (شمال کرمان) شواهدى از یک حرکت راستگرد گزارش شده است (مهاجر اشجعى و همکاران، 1975). مقدار جابهجایى افقى یاد شده به خوبى روشن نیست ولى در ناحیه نایبند، حدود 100-50 کیلومتر برآورد میشود. جابهجایى در نهشتههاى آبرفتى جوان، نشانه فعالیت جوان این گسل است و زمینلرزه ویرانگر تابستان 1357 طبس نیز مؤید حرکت در طول یکى از شاخههاى فرعى و ناشناخته گسل نایبند است.

گسل نایبند ، مجموعه‌ای مركب از تعداد زیادی گسله می‌باشد كه در حد غربی پهنة لوت و حد شرقی مثلث مركزی جای دارد . سازوكار آن بیشتر راستالغز راستگرد است و موجب دگرریختی شدید بین دو ایالت ساختاری لوت و مثلث مركزی شده است . شیب گسلة نایبند نسبتاً زیاد ( حدود 80 درجه ) می‌باشد. لذا در طول این گسل چشمه‌های گسلی زیادی كه اكثراً آبگرم هستند ( چشمة آبگرم دیگ رستم ) دیده می‌شود . روند رشته كوههای اطراف این گسل‌ها نیز بیشتر شمالی جنوبی است ( از جمله ازبك‌كوه ) . یكی از گسلهای قدیمی پوستة ایران محسوب می شود كه قدیمی ترین فعالیت آن پركامبرین است . بطوریكه در دو طرف این گسل تغییرات عمده‌ای از وضعیت مجموعه‌های سنگی زمین ساختی پی سنگ همچنین تشكیل حوضه‌های رسوبی قابل شناسایی است . در بخش شمالی به شاخه‌های متعددی تقسیم می شود كه به دو گسل كویر  و  چاپدونی  متصل می‌گردد .





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندهای روزانه:


نویسندگان:


نظرسنجی:


آمار وبلاگ:




دریافت کد آهنگ

بهترین ها در گرگان نت -------------------- -----------------------------

----------- ---------
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">
--------------- ------------------





The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox